تبليغاتX
رأی من چه شد؟
 پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب

وطن پرنده پر در خون وطن شکفته گل در خون وطن ترانه زندانی وطن پا تا به سر خون امروز ما امروز فریاد فردای ما روز بزرگ میعاد.....با دژخیمان اگر شکنجه اگر بند است و شلاق و خنجر اگر مسلسل و انگشتر .......بنام آهن و گندم اینک ترانه آزادی اینک سرودن مردم

ای ایران ای مرز پر گهر ای خاکت سر چشمه هنر دور از تو اندیشه بدان پاینده مانی و جاودان

دوباره میسازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو میزنم اگر چه با استخوان خویش

www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws
Glittery texts by bigoo.ws

www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws
Glittery texts by bigoo.ws

آخرین نوشته ها
باز هم سانسور...باز هم فیلتر...باز هم هراس از اطلاع رسانی به مردم و باز هم...
کدام یک مردترند؟
خیزش سراسری مردم و بحران هژمونی در هیئت حاکمه!
داستان انتخابات و دوباره مراسم خمیه شب بازی دلفکها!
مردم ایران دیگر بار در برابر پرسش همیشگی قرار گرفتند، که آیا رای بدهند یا نه؟

من توبه میکنم!
به بهانه حلول ماه بهمن! و میرزآقا شم شم بازی حکومت اسلامی!
دست بریغما گشودند این حرامیزادگان...
تماس پالیز دار از زندان رجایی شهر
خبرنگار شبکه پرس تی وی و حقه بازی در حال فرستادن گزارش!
ماجرای حاج فتح الله منوچهری(فرود فولادوند) و ایجاد انجمن پادشاهی
اگر قرار بود نفت بفروشيم حكومت كنيم كه شاه هم همين كار را مي كرد!
(سعيد مرتضوي دادستان عمومي و انقلاب تهران)وقتي تجاوز به نواميس مي شود تقوا!
تبارنامه سید روح الله مصطفوی موسوی الخمینی(از تولد تا مرگ)

بر نا رفیقان شرم باد
آهای کارمند مخابرات آهای مامور فیلتر کردن آهای اطلاعاتی آهای سانسور چی با همه شما هستم! تا کی فیلتر؟
 

   این وبلاگ در ایران فیلتر شده

 

       وبلاگ جدید ما "این بار بدون شرح"


دوستان و یاران همیشگی،باز هم این وبلاگ فیلتر شد و دستاربندان مرتجع

با ترس و هراس فراوان دست به سانسور دوباره زدند و به خاطر اینکه من

نوشتم آنچه را نمیخواهند بدانید! برای صدمین باز فیلترم کردند.ملالی نیست

چون با سانسور و فیلتر از میدون به در نمیشیم.

گیریم که میزنید گیریم که میکشید....با رویش ناگزیر جوانه چه میکنید؟؟؟!

برای اینکه با ما باشید به وبلاگ جدید ما "این بار بدون شرح" مراجعه کنید

آدرس وبلاگ جدید ما که هنوز فیلتر نشده:www.iranefarda2.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 22:11  توسط امیرخان ضد آخوند 

کدام یک مردترند؟ قضاوت با شما هموطن! مردانگی کجاست؟

کاری با موسوی و احمدی نژاد ندارم چون اصلا با اصل حکومت دینی و ولایت مطلقه!فقیه مخالفم اما آیا مردونگیه که هموطنت رو اینطور....متاسفم

   نامردان سرکوب گر ولایت فقیه

 

           یک مرد واقعی!

گفت و گو با یکی از چماقداران لباس شخصی

روزی 200 هزار تومان می گیریم

صبح شنبه 23 خرداد ماه، در حالیکه تهران همچنان روز پر التهابی را پیش رو داشت، چهره افراد لباس شخصی که با چماق هایی یکدست به ضرب و شتم مردم می پردازند پررنگ تر شد. این افراد اغلب به طور روزمرد استخدام شده اند و آن طور که یکی از آنان می گوید "به روزمزدان ایرانی روزانه 200 هزارتومان و به غیرایرانی ها تا چند برابر این مقدار" در روز پرداخت می شود. چماقداری که خبرنگار روز با وی صحبت کرده همچنین گفته است:ما درآسایشگاه هستیم اما غیرایرانی ها در هتل اقامت دارند.

این گفت و گوی ویژه در پی می آید.

از چهار روز پس از اعلام نتایج انتخابات، نیروهایی  لباس شخصی اما با کلاه کاسکت نیروهای ضد شورش در خیابان ها پدیدار شده اند که لهجه آنها آشنا نیست. برخی از شاهدان عینی می گویند:این چماقدارها یک چیزهایی می گویند که ما نمی فهمیم. بعضی هم به طور مشخص خبر از آن می دهند که در برابر خود چماق به دستانی را دیده اند که زبان شان عربی بوده است. دیروز در یک ساندویچ فروشی فرصتی دست داد تا با یکی از این لباس شخصی ها صحبت کنم.

من داخل مغازه بودم که او وارد شد. از مغازه داریک نوشیدنی خنک خواست؛آن هم در حالیکه چماقش را به همراه داشت. سر صحبت با وی را باز کردم.

سلام برادر خسته نباشی

خدا عمرت دهد. التماس دعا (او که در چشمانش دلهره نهفته است، لهجه غلیظی دارد)

اهل کجا هستی؟

تربت

تربت؟

تربت جام.

چند سال داری؟

36 سال

زن و بچه هم داری حتما؟

نی. زن و بچه خرج دارد. من بیکارم.

بیکار؟ مگر تو بسیجی نیستی؟ حقوق نمی گیری از سپاه؟

نی. بسیجی نیستم که. بیکارم.

ولی الان که سرکاری؛ نه؟

ها!

 چوبدستی چرا دستت گرفتی؟

ما را آورده اند اینجا تا منافقین را بزنیم. این چوبدستی را هم برای همین به ما داده اند.

چه کسی داده؟

حاجی. گفته جوری بزن که دیگر بلند نشود. اینها خائن هستند.

خودت چه فکر می کنی؟

من به این کارها کاری ندارم؛ پولم را می گیرم.  

پول کتک زدن می گیری. حال هم می کنی.

ها! آنها پول داده اند تا بزنم. توباشی نمی زنی؟

حالا چقدر می دهند؟

روزی 200  تومان. [خنده ای می آید توی چشم هایش]200 هزار تومان

خیلی زیاد است. با این پول می خواهی چه کار کنی؟

می روم زن می گیرم. دو تا هم بخواهم می دهند وقتی اینقدر پول داشته باشم. می دانی چقدر می شود؟ دو میلیون. حالا شاید دیگر نروم تربت. شاید همینجا بمانم. حاجی می گفت باز هم تظاهرات می شود؛ به ما کار می دهند.

چند روز است آمده ای تهران؟

3 روز. 7 روز دیگر قرارست بمانیم.

کسان دیگری که با تو هستند از کجا آمده اند؟

همه را نمی شناسم اما در آسایشگاه ما از مازندران، اراک و خوزستان هم آدم هستند. از تربت حیدریه و خواف هم هستند.  [نوشیدنی اش را خورده است. در خواست یک نخ سیگار می کند. می دهم. آتش می زند. در حال دود کردن سیگار به حرف زدن ادامه می دهیم. ]

عرب هم  هست بین تان. نه؟

آره؛ ولی من شنیدم آنها را به هتل برده اند. می گویند از لبنان آمده اند. دیشب که به ما شام تن ماهی دادند، بچه ها می گفتند به عرب ها غذای خوب می دهند.  

آسایشگاه شما کجاست؟

نمی دانم. تهران را بلد نیستم. اما دور است. اینطرفی می رویم تا می رسیم به آسایشگاه. ( او شرق تهران را نشان می دهد). 

تا حالا تهران آمده بودی؟

نه ؛اولین باراست.

نماز هم می خوانی؟

بله. اما اینجا می گویند وقتی در ماموریت هستی دستشویی هم نباید بروی.

ناراحت نمی شوی مردم را می زنی؟

مردم؟ حاجی می گوید کسانی که شعار می دهند منافق هستند. من حرف او را قبول دارم. او حاجی است. می دانی حاجی دروغ نمی گوید. [در این موقع مرد هیکلمند و چاقی وارد مغازه می شود. با اخم به دور وبر نگاه می کند و چشمش به آن جوان می افتد. ] می گوید: اینجا چه می کنی؟ با کی حرف می زدی؟ مرد جواب می دهد: هیچی؛ آمده بودم کانادا بخرم. برو سر پست خودت. یا الله..مرد چماقش را بر می دارد و می رود. نوشابه خنک خورده و حالش جا آمده. هفت روز دیگر که برسد، باز برای او کار خواهد بود؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 23:8  توسط امیرخان ضد آخوند  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سرانجام فشارده هاساله اقتصادی- سیاسی برجامعه ، خشم توده های را بر علیه رژیم جمهوری اسلامی ایران برانگیخته است.انتخابات ۲۲ خرداد ماه محملی شد تا مردم برعلیه رژیمی بپاخیزند که سی سال پیش برپایه زدوبندهای بین المللی و باتکیه بر سنت های ارتجاعی جهان تشیع ابداع گردید. از آنجا که این رژیم سنگ بنای حکومت خودرابر تعمیق باورهای دینی و گسترش خرافات قرارداد، لذا آن دسته از افراد جامعه جذب این حکومت شدند که آشکارا هرگونه پیشرفتی را در چارچوب افکار و عقاید «سیدالانبیا» جستجومی کردند. از هنگامیکه خمینی خودرا بعنوان «امام » و« نماینده خدا بر روی زمین» معرفی کرد، پیشرفت علم و دانش ، دمکراسی و آزادی سیر قهقرا پیمود. این حقیقت که آیا تمام سخنان سخیف خمینی با گفته های «سیدالمرسلین» مطابقت دارد یانه موضوع بحث ما نمی باشد، مسئله در اینجاست که تمام جور وستمی که بر جامعه وارد شد درچارچوب اکتشافات دین صورت گرفته است.

   اعتراضات مردمی بر علیه کودتای جمهوری ولایت فقیه

هنگامیکه شالوده رژیم جمهوری اسلامی ایران بر ویرانه های رژیم شاهنشاهی بناگردید، عده ای مرتجع، درحالیکه برگشت به جامعه کهن را مد نظر داشتند، خودرا نمایندگان مردمی معرفی کردند که رؤیای جامعه نوینی را در سر می پروراندند. تو گویی خمینی در نقش شعبده بازی به میدان آمده بود که با دستیاری خامنه ای ، بهشتی ، رفنسجانی و دیگران بنا داشت سرمایه داری تجاری را بجای صنعتی و ارتجاع را بجای پیشرفت و ترقی خواهی معرفی و همسنگ جلوه دهد

 

             اعتراضات مردمی بر علیه تقلب در انتخابات


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 5:51  توسط امیرخان ضد آخوند  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

با درود به همه شما یاران

آره دوستان!خیلی وقته مطلبی ننوشتم و حرفی نزدم اما به همه کامنتها جواب دادم و هر روز حتی برای چند لحظه هم که شده سری به این سنگر قدیمی زدم و جویای احوال دوستان بودم.توی این مدت مشکلاتی گریبانم رو گرفت و هنوزم ول نکرده که هر کسی جای من بود به خدا بریده بود.همه مشکلات یک طرف و اینکه پاره تنت و بود و نبودت هم نفساش به شمارش بیفته از طرف دیگه مجالی برام باقی نگذاشته بود تا بیام و مطلبی بنویسم و ذوب شدگان در ولایت و جمیع صیغه زادگان به خیالشون که امیرخان ضد آخوند هم رفت کلی خوشحال شدند و حال بیخود کردند که زهی خیال باطل که امیرخان تا جان در بدن داره هرگز از صحنه مبارزه به در نمیشه!

 

                داستان انتصابات!( شما بخوانید انتخابات)در جمهوری آخوندی اسلامی


دوباره سردمداران حکومت دستاربندان دارن به این در و اون در میزنن تا دوباره یه جوری سر این مردم ساده و فلک زده رو شیره بمالند و اونها رو به پای صندوق های رای بکشونند و دوباره چهارسال بدبختی و آوارگی رو تمدید کنند و به چپاول خودشون ادامه بدند.نیمه های شبه و من هم خسته ام!قول میدم که با چند تا مطلب خوب و دست اول توی این هفته آپ کنم.فقط خواستم اینو یادتون بندازم که حرفای دروغ و فریباکارانه احمدی نژاد رو یادتون هست قبل از انتخابش؟یادتون هست درباره جوونا و مدل مو و لباس چه حرفایی میزد؟درباره پول نفت و درباره قشر کم درآمد و یارانه و خیلی از چیزا؟به کدومش عمل کرد؟چقدر از مشکلاتتون حل شد؟چقدر تورم کمتر شد؟چقدر زندگی و جامعه بهتر شد؟فاصله طبقاتی و اقشار چقدر کمتر شد؟اگه یادتون هست پس این بار دیگه گول نخورید.دوستان من یاران ایران زمین سگ زرد برادر شغاله اینو همیشه به خاطر بسپارید!موسوی و احمدی نژاد و کروبی و رضایی و این و اون نداره!!هر کسی که توی این نظام در رده های بالا داره کار میکنه و توسط رهبر و اون مجلس پیرپاتالهای خبرگان تاییدش میکنن از ایناست و برای اینا کار میکنه و نه برای من و توی ایرانی!من نمیگم رای بده یا رای نده!اصلا در جایگاهی نیستم که چنین حرفی رو بزنم اما همیشه گفتم بازم میگم اگه بالای دار هم ببرنم میگم.این آخوندکهای دستاربند دروغ میگن!ایرانی نیستن!دلشون برای من و توی ایرانی نمیسوزه! و باید دست به دست هم این عربزادگان رو از وطنمون بیرون کنیم!دین هر کسی توی دلشه و ربطی به حکومت نداره.دموکراسی و سکولار بودن دوای درد این وطن بیمار ماست.پس یاران منشینید خموش......

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 2:32  توسط امیرخان ضد آخوند  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

پرسش اصلی،  با رخداد های اخیر و فوران مطالبات مردم دیگر این نیست که باید رای داد یا خیر. پرسش اصلی این است که چگونه پس از انتخابات میتوان به مطالبات مطرح شده رسید. تجربه سال های گذشته نشان میدهند که هیچ کدام از نامزد های  رئیس جمهوری به دلیل تنگنا ها و بن بست های ساختاری نظام جمهوری اسلامی توانایی جامه عمل پوشاندن به خواسته های مردم را ندارند.

مناظره های تلویزیونی اخیر فرصت بی بدیلی به مردم داد تا نگاهی هر چند گذرا به آنچه در پشت پرده های حکومت میگذرد بیندازند.افشای فساد های مالی بلند پایگان رژیم، افشای شرکت آنان در قتل ها، اعدام ها، تبعیدها، انقلاب فرهنگی و ده ها مورد دیگر که در داد گاهی صالح نیاز به بررسی دارند، به مردم شوکی وارد کرد و پرده هایی را درید، که پیش بینی پیامد های آن در حال حاظر بسیار مشکل مینماید.

 

                    او در من و من درو فتاده           خلق از پی ما دوان و خندان

                       انگشت تعجب جهانی          از گفت و شنید ها بدندان

 

 کاربدستان حکومت باید خود را آماده به پاسخ گویی به مردم کنند، چه احمدی نژاد بماند، چه موسوی بیاید.

                    من رای بدهم یا نه؟؟؟شما چطور؟؟؟رای میدهید؟؟؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 6:7  توسط امیرخان ضد آخوند  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

با درود
دوستان در صورت فیلتر و یا مسدود شدن به آدرس زیر یا دیگر تارنماهای گروه ایران فردا مراجعه کنید که در پیوندها آدرسها درج شده. متشکرم
 

       

                www.iranefarda2.blogfa.com


برای حمایت و همیاری با ما کد داخل کادر را در وبسایت خودتون قرار بدید.با سپاس از شما که با ما همراه شدید...
                               
                                      کد لوگوی ما

       

                 داده بودند خبر بت شکنی می آید***بت شکن آمد ودیدیم که پیمان شکن است

              مذهب مرجع تقلید اگر بی وطنی است***سجده بر خاک وطن مذهب و آئین من است

                                

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 21:7  توسط امیرخان ضد آخوند 

من توبه میکنم از نوشتن برای آزادی،از نوشتن برای ایرانم توبه میکنم،من میخواهم به اسلام و به رهبری خدمت کنم! من میخواهم در خدمت ولی امر مسلمین جهان باشم!میخواهم اسلام و ایران اسلامی را حمایت کنم! من امیرخان ضد آخوند توبه میکنم.من میخواهم سپاهی بشوم!میخواهم در بسیج عضویت داشته باشم.من دلم میخواهد برای بقا اسلام و ولایت فقیه هموطنان و دوستانم را شکنجه کنم.من دلم میخواهد دختران زیبایی را که جرمشان فقط زیبایی است را شلاق بزنم.من دلم میخواهد سنگسار کنم و الله اکبر بگویم.من توبه میکنم.من دیگر نمیگویم اندایشه را زندانی نکنید.من دیگر نمیگویم ! من دلم میخواهد بهایی ها را فقط به جرم ایمانشان شکنجه کنم و اعداامشان کنم.من دوست دارم برای خوشایند امام زمانم! سربند یا حسین ببندم و با خودم بمب و موادمنفجره حمل کنم تا هم اسلام بماند و هم من در بهشت با حورالعین محشور شوم.من مسلمان میشوم....اشهد ان لا اله الالله و محمد رسول الله و علی ولی الله.من اکنون آماده ام.برای ریختن خون هموطنان و مردم بیگناه فقط برای اسلام ناب محمدی! من اکنون آماده ام برای جاسوسی برای دروغ گفتن برای تهمت زدن.هان ای برادران بسیجی،سپاهی،لباس شخصی ها من آماده ام تا جانم را فدای رهبری و اسلام بکنم.مرا دریابید و دوست بدارید.من از امروز زالو شدم.یک حیوون خونخوار! من از امروز تمثال خمینی کبیر را جای قاب عکس نازنینم روی میزنم گذاشتم.من امروز دیگر امیرخان ضد آخوند نیستم.امیرخان ضد بشر هستم.من توبه کردم.توبه.........
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 20:9  توسط امیرخان ضد آخوند  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مصاحبه با شرکت کنندگان در راه پیمایی ۲۲ بهمن

سلام عزیزان. من مهتاب.ش خبرنگار یکی از شبکه های تلویزیونی برون مرزی هستم. امروز اینجا هستم تا با تعدادی از شرکت کنندگان در راهپیمایی ۲۲ بهمن در شهر تهران گفتگوی کوتاهی داشته باشم. با سپاس از حسن توجه شما به این برنامه.

سلام. لطفا خودتون رو معرفی کنید و بفرمایید هدفتان از شرکت در این راهپیمایی چیست؟ بنام ایزد یکتا من مصطفی ۲۹ ساله از خرمن دره هستم. مهتاب: شما اهل خرمن دره هستید، الان در تهران چکار می کنید؟ مصطفی: والا ما برای دیدن یکی از اقوام آمدیم تهران، گفتیم حالا که اومدیم تهران حیف است که میدان آزادی را نبینیم. اصلا باورم نمیشد که هر روزه این تعداد آدم برای تماشای میدان آزادی میان. واقعا که جالب بود. مهتاب: میدونید امروز چه روزیه؟ مصطفی: بله. امروز دوشنبه ۲۲ بهمن است. مهتاب: منظورم اینه که میدونید ۲۲ بهمن چه روزیه؟ مصطفی: آها از اون جهت میگید. ۲۲ بهمن روز حمله ملاها به بیت المال و چپاول منابع نفتی و غیر نفتی ایران و... در این لحظه مهتاب متوجه میشه که چند نفر با فریاد یا حسین بن علی به مصطفی حمله کرده اند و او را مورد ضرب و شتم قرار داده اند.مهتاب هم که از ۴ سالگی ایران نبوده مات و مبهوت صحنه را ترک می کند. (خانواده مهتاب سالها پیش به فرانسه مهاجرت کرده اند و او فارسی را از پدر و مادرش یاد گرفته). مهتاب فقط یک چیز رو نفهمید. اون جوان خرم دره ای میگفت اسمش مصطفی است. اما کسانی که داشتند او رو میزدند مدام میگفتند: یا حسین بن علی یا فاطمه زهرا یا مهدی! منظورشون از این همه یافلانی یا فلونی چی بود؟!! نکنه میگفتن باید از بین حسین بن علی، فاطمه زهرا و مهدی یکی رو انتخاب کنی؟؟!!! چقدر بده که تو ایران مردم باید اسمشون رو از بین این سه نام انتخاب کنند. اما به نظر من مصطفی خیلی قشنگ تر از این اسمهایی بود که اینا میگفتن.

                                  برای خوندن بقیه گزارش به ادامه مطلب مراجعه کنید.


    


    

 

    

                               برای خوندن بقیه گزارش به ادامه مطلب مراجعه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 15:3  توسط امیرخان ضد آخوند  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 
صبر ملت گر به پایان آید از بیدادها ...بشکند در هم سکوت و برکشد فریادها

رخت  بربندد چو رسم غم پرستی از وطن...خنده شادی نشیند بر لب ناشادها


دست بر یغما گشودند این حرامی زادگان...در لباس زهد با برپایی بنیادها

چند باید رنج برد و هر چه باداباد گفت؟...داد ایران را به باد این هرچه بادابادها

آه ای ایران من فرزانه فرزندان تو...رنجها بردند از این دیوانه مادرزادها
 






 
بوسه بر دار
 
این بچه به چی فکر میکنه؟
 
اسلام و زن
 
گشت ارشاد=توهین....
 
شکنجه در وزارت اطلاعات
 
مادر یک اعدام شده
 
گجستکهای دستاربند
 
زندان اوین
 
مجید قهرمان با وجود
 
میثم اعدام شده به جرم شرکت در مبارزات 18 تیر
 
اعدام در حکومت آخوندی
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 22:19  توسط امیرخان ضد آخوند  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

با درود به دوستان آریایی ام
عباس پالیزدار رو خوب میشناسید.در چندین پست قبل در همین وبلاگ و در وبلاگ وطن پرنده پر در خون که فیلتر شد اون افشاگری معروف رو قرار دادیم و در باره اش صحبت کردیم.راست یا دروغ بالاخره یکی پیدا شد و یه حرفایی زد که هر کسی بنا بر علم و شعور سیاسیش تجزیه و تحلیل و درباره اش قضاوت میکنه.طبق معمول اعتیاد هر شب وقتی توی نت گشت و گذار میکردم در سایت دکتر خزعلی به مطلبی برخورد کردم که خلاصه اش رو اینجا میزارم تا دوستان بخونن!تماسی که عباس پالیزدار با ایشون گرفتن و صحبتهای رد و بدل شده از زبان دکتر خرعلی.البته این نکته رو ذکر کنم که لینک دادن به سایت ایشان به منظور رعایت حق کپی رایت بوده و الزاما با عقاید ایشون موافق یا مخالف صد در صد نیستم
جون اعتقاد دارم که هر کسی میتونه عقایدش رو آزادنه بیان کنه و مخالف با موافق دیگری باشه اما این مخالفت به معنای دشمنی یا موافقت به معنای قبول کردن همه عقاید اون طرف نیست!دکتر مهدی خزعلی تماس تلفنی خودش با پالیزدار رو اینطور شرح میده که:

  کد کرج روی صفحه نمایشگر برایم نا آشنا بود، گوشی را برداشتم، صدایی آشنا و سلامی گرم مرا به گرمای رمل های کوشک و فکه برد، یادش به خیر ، رمزاعلام سلامتی ما این بود ، من در پشت بی سیم می گفتم: " یا حسین" و ادامه شعار در پاسخ گفته می شد که " فرماندهی از آن توست " و این هر از چند گاهی در گیر و دار نبرد ، اعلام سلامتی و تداوم مقاومت بود ، ضمن این که مراقب بودیم که نخوابیم و ناگاه دشمن بر سرمان نریزد.
   امروز باز صدای گرم بسیجی جانباز - دکتر عباس پالیزدار - مرا به جزیره مجنون برد ! اینبار از زندان رجایی شهر ! گفتم: چطوری حاج عباس؟   گفت : محکم تر از همیشه !  گفتم نگران بودم ببری !   گفت : نه با توسل به ائمه و دعا و نماز ایستاده ام !    گفتم : با توسل به باب الحوائح موسی ابن جعفر(ع) و نماز و روزه مقاومت کن، این جبهه دیگری است برای فرزندان خمینی (ره)

                                        عباس پالیزدار
   پرسیدم: شنیده ام از تو فیلم تهیه کرده اند!   گفت : 5/3 ساعت فیلمبرداری کردند، گفته بودند اگر آنچه ما می خواهیم بگویی آزاد می شوی ! ومن محکم تر از قبل مطالب را بیان کردم، حتی گفتم که احمدی نژاد به من انگیزه می داد و مرا تحریک می کرد این اطلاعات را بیان کنم . بعد از فیلمبرداری گفتند : آنگونه که ما خواستیم سخن نگفتی و دو ماه دیگر بازداشت موقت را تمدید کردند! به آنها گفته بود : بیرون بروم بیشتر خواهم گفت.  از آقای علم الهدی که شکایت کرده بود گله مند بود، می گفت: بیرون بیایم خواهم گفت که آن مسائل مربوط به برادر زاده ایشان است!
  امید است همانطور که فیلم های در باز داشت سعیدی سیرجانی، کاظمینی بروجردی و دیگران پخش شد، این 5/3 ساعت فیلم ضبط شده از پالیزدار(بسیجی جانباز) نیز پخش شود، او در این فیلم بر مواضع خود استوار ایستاده و اصرار می ورزد.  او می گوید: مگر مطهری تئوری پداز و مغز متفکر انقلاب نبود، نگاهی به کتاب او بیاندازید، ببینید سخنان پالیزدار برای انقلاب خطر است یا قوه قضائیه؟ حرفهای پالیزدار موجب سقوط نظام است یا فساد مالی مسئولین؟
  از مجالست با مجرمین خطرناک در زندان رجایی شهر ناراحت بود ولی از انتقال از اوین و رهایی از سلول انفرادی و امکان تماس تلفنی رضایت داشت  

                                                                 منبع:سایت شخصی دکتر مهدی خزعلی

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 22:14  توسط امیرخان ضد آخوند  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

وطن پرنده پر در خون وطن شکفته گل در خون وطن ترانه زندانی وطن پا تا به سر خون

ای ایران ای مرز پر گهر ای خاکت سر چشمه هنر دور از تو اندیشه بدان پاینده مانی و جاودان

دوباره میسازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو میزنم اگر چه با استخوان خویش



ایران شکوه از یاد رفته Image and video hosting by TinyPic

everything i do - bryan adams